تبليغاتX
شایق کندیمیز - وب سايت روستای شایق
وب سايت روستای شایق در سرعین استان اردبیل
تقدیم به روح پدرم حاج محمود ستوده شایق
تقدیم به روح مادرم حاجیه قزتمام سیف الله زاده

www.shayeghkandimiz.com

به وب سايت  روستای شایق خوش آمدید .

       وب سايت روستاي شایق تحت عنوان شایق کندیمیز
 توسط اینجانب پرویز ستوده شایق و دوست عزیزم آقای اسد سیفیان شایق که بنده ساکن تهران و ایشان ساکن روستای شایق می باشد  با هدف اطلاع‌رساني بين اهالي روستا و جمعيت مهاجر پراكنده در شهراهاي مختلف به خصوص تهران، و نيز به منظور ايجاد جو دوستي و صميميت بين افراد، تقويت همكاري‌ و همفكري، تبليغ، حفظ و اشاعه فرهنگ رايج مردم روستاي شایق و آشنا كردن مردم علاقمند به طبيعت با جاذبه‌هاي طبيعي بسيار زيباي اين روستا راه اندازی گرديده است .

بديهي است كه رسيدن به اهداف ذكر شده كاري است بسيار دشوار و جز با همياري و مساعدت شما مردم خوب اين روستا ميسر نيست. در هر كجاي ایران یا خارج از کشور كه هستيد، منتظر ارسال تصاوير، مطالب، حكايت‌ها و اخبار شما هستيم تا بتوانيم پايگاهي پربار و مفيد داشته باشيم. 
اميدواريم با بهره‌گيري موثر از فناوري اطلاعات و ارتباطات، بتوانيم فاصله‌هايي كه به ناچار انسان‌ها را از هم دور مي‌سازند، كوتاه‌تر كنيم.منتظر شما هستيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 فروردین1390ساعت 22:40  توسط پرویز ستوده شایق  | 


تا صورت پیوند جهان بود، علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود
شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود
سلطان سخا و کرم و جود، علی بود
هم آدم و شیث و هم الیاس
هم صالح پیغمبر و داوود، علی بود
هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم ایوب
هم یوسف و هم یونس و هم هود، علی بود
مسجود ملائک که شد آدم، ز علی شد
آدم چو یکی قبله مسجود، علی بود
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن
هم عابد و هم معبد و معبود، علی بود
آن لحمک لحمی بشنو تا که بدانی
آن یار که او نقش نبی بود، علی بود
موسی و عصا و ید بیضا و نبوت
در مصر به فرعون که بنمود، علی بود
چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم
ازروی یقین در همه موجود، علی بود
آن شاه سر افراز که اندر شب معراج
با احمد مختار یکی بود، علی بود
آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن
کردش صفت عصمت و بستود، علی بود
کلیات شمس مولوی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 شهریور1389ساعت 15:30  توسط پرویز ستوده شایق  | 

شهادت مولای متقیان سرور وسالار آزادگان عالم نورچشم پیامبر امام علی (ع) به تمام آزادمردان عالم علی الخصوص شیعیان عالم وصاحب عصر وزمان حضرت ولیعصر (عج) تسلیت عرض می نمایم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 شهریور1389ساعت 11:19  توسط اسد سیفیان  | 

شمشیر جهل برفرق همه علم علمین فرود آمد وبشریت ازرسیدن به کمال شایسته خود باز ماند .این ضایعه بزرگ به محضر مبارک حضرت ولیعصر (عج) وبتمام آزادمردان عالم تسلیت وتعزیت باد .
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 11:36  توسط اسد سیفیان  | 

توسط:عارف یزدی
سلام من یزدی ام وفامیلم شایق هست خاندان شایق در یزد در محله ای بنام مریم آباد زندگی میکنند آیا ما با روستای شما ارتباطی داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لطفا جواب منو بدید باتشکر

سلام به همه اهالی محترم شهرقنات وقنوت (یزد )
 بنده درسفر علمی وتفریحی که بهمراه دوستان با کارشناسان محترم استانداری اردبیل به استان ولایتمدار وحسینی یزد داشتیم ،اولا":ازابتکار وخلاقیت هنر مردان آن خطه از سرزمین اسلامی بسی جای افتخار است ثانیا":ازمیهمان نوازی دوستان یزدی بینهایت ممنون ومتشکرم ثالثا":یزد مثل اردبیل شهر عاشقان وعارفان چهارده معصوم علیهم السلام است رابعا":منهم تابلوهای شایق رادرشهر دوست داشتنی شما بسیار دیدم وخوشحال می شدم اتفاقا"دربازار بزرگ یزد به پارچه فروشی شایق رفتم واندکی هم مزاحم اوقاتشان شدم .نمی دانم که شمابه این روستاکه در7کیلومتری آبگرم سرعین وچسبیده به کوه سبلان قراردارد نسبتی دارید یانه ؟!افراد زیادی ازاهالی این روستا به دیار غربت سفر کرده اند وهیچ اطلاعی از سرنوشت شان یافت نشده است لطفا"بنویسید که آباءواجداد شما ازکجا وچطوری به یزد آمده اند واصالتا"کجایی هستند ؟
به افتخار شما عارف عزیز 
+ نوشته شده در  شنبه 6 شهریور1389ساعت 19:11  توسط اسد سیفیان  | 

علم همه عالم به علی داد پیمبر      چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار 
ماه رمضان ماه نزول قرآن ،ماه بهار ایمان ،ماه بهار قرآن ،ماه رحمت ومغفرت ،ماه لیالی قدر،ماه حسن ،ماه آخرین روزها وشبهای عمر سراسر افتخار مولای متقیان امام علی (ع) است ،ماهی که خورشید عدالت وامامت ازطرفی طلوع وازسوی دیگر غروب می کند ،ماهی است که شمشیر کفر ونفاق برفرق امامت فرود آمد ...خلاصه ماه آرام گرفتن علی از جور زمان ،ماه فزت وربّ الکعبه است .
ماه احسان وقرآن در روستای شایق چگونه است ؟
درپستهای قبلی چگونگی رمضان در روستای شایق دقیقا"شرح داده شد که یک مورد خاصّ ازقلم افتاده بود که شالوده وبنیان وجوهر وجودی رمضان محسوب می شود وآن قرآن خوانی قرائت دعاوقرآن در این روستاست که به شیوه سنتی وویژه خود وجود دارد وتبدیل به عرف وبرای خود شاید به قانون مبدل شده است .فضیلت قرائت قرآن واحسانات وپهن کردن سفره افطاری از رزق حلال مورد تاکید فراوان حضرت رسول اکرم (ص) وامامان معصوم (علیهم السلام )بوده واحادیث وروایات بسیاری دراین زمینه آمده است که مجال پرداختن ولازم به نظر نمی رسد باتوجهّ به اهمیت موضوع این عمل شایسته وخداپسند درروستای شایق جلوه وشکوه دیگر به خود گرفته است :
ازابتدای روزهای ماه مبارک مراسم احسان وسفره افطار درخانه ها شروع می شود ودر بعضی موارد دردوجا مراسم قرآن خوانی وختم 30جزءقرآن کریم صورت می گیرد وشبها هم افطاری وشام مفصّلی به قاریان قرآن ومدعوین داده می شود بدینصورت بعد از اجرای فریضه نماز ظهر وعصر درمسجد جامع شایق تمام قاریان قرآن روستا که تعدادشان به 150نفری می رسد بلا استثناء دعوت هستند به خانه احسان دهنده می روند وپس از قرائت تمام 30جزءقرآن مجید به خانه هایشان باز می گردند درهمان روز افطار وشام میهمان همان کس می باشند ودارای برکات زیادی ازنور قرآن متوجه روستا وفرد محسن می شود که قابل توصیف نیست .این شیوه تا آخر ماه مبارک رمضان ادامه می یابد .البته درسایر ماهها هم بطور پراکنده انجام می شود درآن صبحانه هم نصیب قاریان محترم قرآن می شود به علاوه نهار .
لازم است یادی از استادان قرآن کریم مخصوصا"مرحومان 1-حاج ابراهیم فیاضی 2-مشهدی اسماعیل صوری بشود که این همه قاری وقرآن خوان وقرآن سواد نتیجه وثمره تلاشهای ترزشمند این بزرگواران بوده که مثل خورشید تابان می درخشد یقینا"درعالم آخرت هم ثواب وبهره این کارشان را خواهند دید که به روحشان سلام ودرود وصلوات می فرستم وباذکر فاتحه وصلوات برمحمّد وآل محمّد (ص)روحشان را شاد سازیم .
+ نوشته شده در  شنبه 6 شهریور1389ساعت 9:38  توسط اسد سیفیان  | 

ولادت با سعادت فرزند ارشد علی وفاطمه (علیهما السلام ) امام حسن المجتبی (ع) به امام عصر (عج) وبه تمام شیعیان جهان مبارک ومیمون باد .
اشعاری ازاستاد کلامی زنجانی درخصوص امام حسن (ع):
برگلشن حسن جاویدان گل حسن است ...گلواژه قاموس تکامل حسن است 
هرچند علی پدر بود امت را ... اماّلقب مبارکش بوالحسن است 
محمّد شرفدی علی افتخار ....      خانم فاطمه خلقته اعتبار 
حسن قهرماندی حسین نامدار  ... حسن نن حسینون مگر فرقی وار ؟
چه خوش گفت پیغمبرخوش شعار ...   شباب بهشته آقا بولار
                       نبی دن بشیر پیام اولموشام 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 شهریور1389ساعت 18:21  توسط اسد سیفیان  | 

   با پست قبلي در مورد معناي لغوي اردبيل دوستي در قسمت نظرات آدرس مطلب زير را  در سايت اردبيل ارائه  نموده  كه  عيناً تقديم حضورتان مي نمايم . اميد كه مورد توجه قرار گيرد .

در سايت اردبيل اطلاعات بيشتري وجود دارد كه علاقمندان در خصوص اين موضوع مي تونن به اون مراجعه كنند .

پیشینه تاریخی اردبیل


سخنی چند درمورد وجه تسمیه اردبیل
نوشته : "مهدی شاهوردی اوغلو"

    اردبیل یا ارده بئل شهری است که درمورد قدمت ومعنی لغوی آن سخنان زیادی گفته شده است . گروهی این شهررادارای سابقه 1500ساله دانسته اند که یک اشتباه محض تاریخی است ومعنی لغوی آنرابه کلمه جعلی آرتاویل منسوب داشته اند. درزبان اوستایی آرتامعنی مقدس و ویل معنی شهر نمی دهد، قبل ازورود زرتشت به شهراردبیل ، اردبیل شهری آباد وبزرگ بوده است ودلیل اینکه زرتشتیان این شهررامقدس می دانند به این علت است که زرتشت اولین بار درشهر اردبیل به تبلیغ دین زرتشتی پرداخته است .
     درمورد معنی لغوی اردبیل وتاریخ ساخته شدن این شهر می توان به قدیمیترین سنگ نوشته هاومتون قدیمی به زبان ترکی سومری مراجعه کردکه درآنها شهر آرآتا اشاره شده است که بزرگترین ایالت آن دوران بوده است که درزبان ترکی به معنی پدر قهرمان می باشد.
   ترکان سومری دارای تمدنی والا وباقدمتی درحدود 7 الی 8 هزارسال می باشند. سومر یک کلمه مرکب ترکی است که ازدوواژه" سوم"به معنی کامل، خالص، توپر، تنومند ودرشت و"آر" به معنی مرد قهرمان وجنگنده تشکیل شده است . سومر به زبان ترکی باستان معنی مرد کامل می دهد این واژه هنوزهم دراردبیل کاربرد دارد. مثلا طایفه ای دریکی ازروستاهای حوالی اردبیل زندگی می کنند که سومرین ( که به غلط ثمرین نوشته می شود.) نام دارد که به شجاعت ودلیری شهره اند، کلمه سومرین ازدو واژه سوم+ارین (آره ن) تشکیل شده که که درزبان ترکی اره ن به معنی مردان می باشد وسومرین معنی مردان کامل می دهد. همچنین درکلمه سومو یا سومی که یک نان محلی دراردبیل می باشد به این واژه برمی خوریم که درزبان ترکی به معنی نا ن کامل ، توپر است . ازاشتراک لغوی زبان ترکی امروزی شهر اردبیل باترکی سومری کلمه چیبین به معنی مگس می باشد که درترکی سومری نیز به صورت زیبین به همان معنا آمده است.
کلمه اردبیل یا ارده بئل ازسه واژه "ار" که در زبان ترکی به معنای مرد قهرمان وجنگجو و "ده" در اصل به صورت "دا" و "آدا" بوده است که در اثر قانون هماهنگی اصوات در زبان ترکی، صوت کوتاه و ظریف فتحه را به خود گرفته و به شکل کنونی درآمده. درزبان ترکی سومری به معنی پدرمی باشدکه درترکی امروزی نیز به صورت آتا ، تاتا وده ده درآمده است. کلمه "بئل" درسرزمینهای ترک نشین بسیاربه کاررفته است :
شوربیل ( یاشورقان بئل به معنی کمره شوره زار) ، بئلاساغون ( پناهگاهی درکمره کوه)، اربیل ( اربئل به معنی دامنه کوه مرد قهرمان) ، بئلداشی ( سنگ دامنه کوه) ، بیله دره ( بیله درق به معنی دماغه کوه وگندمی که در دامنه کوه سالها بماند و مزه اش ازبین برود) و بئلو (نام شهرکی است درسرزمین آرغوی ترکستان که بردامنه کوه آمده است. در نتیجه معنی کلی ارده بئل درزبان ترکی یعنی دامنه کوه پدر قهرمان یا" سرزمین پدرقهرمان" می باشد. به نقل ازنشریه آوای اردبیل شماره 54 – 11 اردیبهشت 1378
منابع:
1 – دیوان اللغات الترک – محمود کاشغری – 466 ه. ش
2 – فرهنگ زبان آذربایجانی به فارسی – بهزاد بهزادی 1369 ه . ش
3 – تاریخ قدیم ترکان ایران ( ایران تورک لرینین اسکی تاریخی) دکترمحمد تقی زهتابی- 1377 شمسی
4 – نوشته های دکترمحمد علی سجادیه درمجله دانستنیها . 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 شهریور1389ساعت 13:47  توسط پرویز ستوده شایق  | 

در مورد تاريخ پيدايش اردبيل گفته‌هايي چند ، نقل شده كه درپي مي‌ايد :

اردبيل و پادشاهي كيخسرو كياني

مولف  روضه الصفا  نوشته است : گويند كه در مبداء الحال كه كاووس  از سلسله پادشاهان كياني  زمام حل و عقد مصالح عباد را در قبضه درايت و كفايت  كيخسرو بن سياووش  نهاد , طوس نوذر  به هوا خواهي فريبرز  , كه پسر صلبي  كاووس  بود , در اين باب منازعت آغاز كرد و نزديك بود كه ميان او و  گودرزيان  مهّم به جدال و قتال انجامد و كارها به زيان رسد . عاقبت الامر مقرر بر آن شد كه از اين دو شاهزاده هر كدام بهمن دژ اردبيل را , كه سالهاي دراز , كمند تسخير هيچ ذوشوكتي بر شرفات آن نيفتاده بود , فتح نمايد بر سرير سروري متمكن گردد . نخست  فريبرز و طوس  متوجه محاصره آن شدند و هر چه كوشيدند و مقدمات ترتيب دادند نتيجه اي مترتب نشد . ناچار محروم و مايوس بازگشتند . وچون پرتو مهابت شاهزاده كامكار بر آن قلعه و حصار افتاد اركان آن , كه بسان بنيان هرمان راسخ و راسي بود , از هم فرو ريخت و كيخسرو , دولتكام به نزد كاووس باز آمد و اورنگ شاهي را به وجود همايون خويش مزيّن گردانيد   حمدالله مستوفي  , صاحب  نزهت القلوب  , هم اردبيل را از  كيخسرو  پسر  سياووش  و نوه  كاووس مي‌داند . فردوسي هم در شاهنامه به اين داستان اشاره كرده است و در باب پادشاهي  كيكاووس  و آمدن  كيخسرو  از توران  به ايران , و سخن گفتن  گودرز  و  طوس  درباره كيخسرو  و  فريبرز پيش كاووس شاه  چنين آغاز سخن مي نمايد :

        دو فرزند ما را كنون با دو خيل                     ببايد شدن تا در اردبيل

               بمرزيكه آنجا دژ بهمن است                      همه ساله پرخاش اهريمن است 

نظريه‌هاي ديگري درباره پيدايش اردبيل

ياقوت حموي  در  معجم البلدان, بناي اين شهر را به فيروز ساساني, كه به سال 139-  163 ( 459-483 م)  قبل از هجرت سلطنت مي كرده نسبت داده و آنرا   فيروز گرد   ناميده است . وي در كتاب خود اردبيل را از مشهورترين شهرهاي آذربايجان خوانده و گفته است كه  پيش از اسلام كرسي ناحيه بود  . و در جاي ديگر اظافه كرده است كه : (گويند : اردبيل از بناهاي فيروز موسوم به  باذان فيروز  بوده است) . فردوسي و ياقوت اشارات ديگري نيز در اين مورد داشته‌اند و اين شهر را به‌نام‌هاي  ( باذان فيروز ) يا ( اباذان فيروز ) يا ( فيروزگرد ) ناميده‌اند .

از: سلطان ساوالان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 شهریور1389ساعت 7:56  توسط پرویز ستوده شایق  | 

   اردبيل يا همان شهر مقدس ، شهري سرد سير ، كه اينك مركز استان اردبيل مي‌باشد ، با پيشينه‌اي كهن بر پهنه وسيعي خفته است كه قله هميشه پر برف سبلان چشم و چراغ آن است . شهر اردبيل از شما به ( گرمي ) و دشت مغان ، از مشرق به جنگل‌هاي طوالش و آستارا و قسمتي از خلخال ، از جنوب به خلخال و قسمتي از شهرستان ميانه و از مغرب به مشگين‌شهر و سراب محدود است . اردبيل شهري است باستاني ، همراه با رازها و نهفته‌هايي زياد ، كه مانند پيري شكيبا ، اين رازها را در دل نهفته ، و انساني جوياي حقيقت را مي‌طلبد كه آن‌را به او باز گويد .

نقش اردبيل در آذربايجان باستان

موسي خورن  يكي از نويسندگان باستان ارمني بود , كه د ر قرن چهارم ميلادي مي زيسته و نوشته هاي او نزد تاريخ نويسان از اسناد مورد اعتبار مي باشد . او فهرستي از استانهاي ايران در عهد ساسانيان باقي گذاشته كه به قول مولف كتاب ايران باستان , و نقل از كتاب ماركوارت  دانشمند آلماني , كه آنرا ترجمه و به نام  ايرانشهر  چاپ ومنتشر كرده است . طبق اين فهرست , ايران در آن دوران به چهار ايالت بزرگ يا  پاذكس  تقسيم مي شد . ونظر به اهميت واعتباري كه داشت به استانداران آنها تخت نقره از طرف پادشاه اعطاء مي گرديد . قسمت سوّم اين استانها , در فهرست مذكور , باختر  ذكر شده و شامل  آذربايجان  و  اَراّن و  ارمنستان  و ولايات جنوبي وغربي درياي خزر بوده است . آذربايجان به قول  خورن  , دو پايتخت يا  كرسي  داشت , يكي  اردبيل  و ديگري گنزك يا  شيز  قرون اسلامي , كه امروزه به نام  تخت سليمان  خوانده مي‌شود . در نوشته اين مورخ ارمني , مركز ايالات چهارگانه ذكر نشده است ولي در تشكيلات اداري ساسانيان  مورخان نوشته اند كه , استانداري كه قلمرو حكومت وي سرحدخزر ها قرار داشت , به جاي تخت نقره , تخت طلا به وي داده مي شد . خود  ماركوارت  آلماني در سخنراني خود راجع به اين قسمت از ايران باستان , گفته است كه در تشكيلات دوران  انوشيروان, آذربايجان مركز شمال بود و شمال را در آن عهد كوستي آپاختا  يعني  به سوي شمال  مي ناميدند و حاكم نشين آن  آرتاويد  يا  اردبيل  بوده است . بدين‌گونه مي‌توان به اهميت اين شهر مقدس در دوران باستان پي برد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 شهریور1389ساعت 7:55  توسط پرویز ستوده شایق  | 

ماه نزول قرآن ،ماه رحمت وکرامت ،ماه علی ومظلومیت علی ،ماه شهادت وعید برعموم شما مبارک باد .
رمضان در شایق :
پایه واساس یک مبارزه جدّی برای مقابله با شیطان وهر گونه آلودگی وناپاکی از رجب شروع می شود ودرماه شعبان بشکل دیگر ادامه می یابد تاآمادگی لازم وکافی برای حضور درمحضر خداوند رحمان پید شود دراواخر شعبان از روحانیون محلیّ ووعّاظان شریعت دعوت بعمل می آید ومسجد چندین مرتبه غبار روبی وعطر افشانی می شود بطوری که نور وسرور مسجد چشم هر بیننده ایی را متوجه خود می سازد وباورود به ماه رحمت بیشتر کارهای روزمرهّسبک ویا تعطیل می شود ودردونوبت ظهر وشب عموم اهالی برای درس اخلاق وموعظه وذکر مصائب سروروسالار شهیدان امام حسین (ع)حضور می یابند وادای فریضه نموده واعمال مستحبی این ماه که هرروز تکلیف خاص خودش رادارد انجام می دهند ودر عید فطر هم به مسجد جمع شده ونماز عید فطر بطور جماعت برپا می شود وزکات فطره شان درهمان روز مطابق میل هرکس به ارگانهای مربوطه ویا افراد واجد شرایط پرداخت می گردد که بحمد الله تعالی چنین افرادی درروستا وجود ندارد ودر این روز به دیدار فامیل ودوستان رفته ومخصوصا"به خانه افرادی که یکی از بستگان خویش را درطول سال ازدست داده است می روند وباذکر صلوات وفاتحه یاد وخاطره درگذشتگان را گرامی می دارندالبته بطور دسته جمعی درکنار قبرستان به اموات فاتحه می خوانند وازخدای بزرگ بخشش ورحمت برای آباء واجداد خویش خواستار می شوند  واحسانات واهدای هدیه به همدیگر به اوج خود می رسد دراین روز به صله ارحام توجه بیشتری می شود بابذل وبخشش واهدای هدیه ویک لطافت وشیرینی ویژه ایی در افراد مشاهده می شود وصفای قلب ونورانیت خاصی درچهره ها نمایان می شود ودرپایان نماز عید فطر دعابرای رهایی زندانیان ازدربند ،پیروزی اسلام ،ظهور حضرت ولیعصر (عج)شفای بیماران ورفع مشگل وآرزوی زیارت عتبات عالیات ومکه ومدینه ومشهد وسوریه برای همدیگر از خدای قادر وتوانا می خواهند .
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 شهریور1389ساعت 12:6  توسط اسد سیفیان  | 

توسط:بایرام
سلام بهانه ایست برای اشنای بیشتر
اسد جان خدا قوت خسته نباشید امیدوارم روز به روز در امورتان موفق باشید



اقای ستوده عزیز بابت ایمیلهای متعدد تان ممنون

روح گذشتگان شاد ویادشان گرامی باد

دوست عزیزم آقای بایرام 
ضمن تشکر فراوان ازشما من هم برای تمام جوانان سرافراز شایق علی الخصوص شما بزرگوار آرزوی توفیق بیشتر وسلامتی ازخدای بی همتا مسئلت دارم ،موفق وپایدار باشید 


+ نوشته شده در  دوشنبه 1 شهریور1389ساعت 19:25  توسط اسد سیفیان  | 

     برخي از محققين اردبيل را يك شهر كهن و تاريخي مي دانند و وجود آنرا پيش از زرتشت به‌حساب مي‌آورند. . به عقيده اين عده لفظ اردبيل در اصل  آرتاويل  بود , كه از دو جزء  آرتا  يعني مقدس و ويل يعني شهر تركيب يافته است . وبدين عبارت اردبيل شهر مقدّسي  بود كه احياناً رشد و تكوين  اوليه كيش زرتشت در آن صورت گرفت . كاظم رجوي  از شعراي عصر ما چكامه بلندي در اين باره سروده است :

           آرت ويل باستاني كَنزَق ديرين بود                        اردبيل و گَنزه حالاي آذربايجان

          معني آرتا مقدس معني ويل است شهر                  در زبان كهنه شيواي آذربايجان

          چون مقدس بود اين شهر از زمان زردهشت             آن گرامي بخرد داناي آذربايجان

          آرت ويل وگنزق پيشين زماني بوده اند                     پايتخت قسمت بالاي آذربايجان

مرحوم  سيد جمال الدين صفوي  , طي مقاله اي و از صاحب حدودالعالم  گفته است : (  اردويل  از دو كلمه اَرد  و  ويل  تشكيل شده است كه ارد  نام بيست و پنجم از هر ماه و نيز نام يكي از فرشتگان زرتشتي است  و به معني قانوني ومقدس و متشرع  مي‌باشد . چنانكه در كلمات  اَرديبهشت  , اَردشير  و  اَرداويراف آمده و  ويل  كه ريشه بسيار كهن آريايي دارد وهنوز هم در زبانهاي اروپايي استعمال مي‌شود به معني  شهر  است ,  لذا اردبيل با تحريف از  ارد ويل  به معني شهر مقدس خواهد بود .

از : سلطان ساوالان
+ نوشته شده در  یکشنبه 31 مرداد1389ساعت 14:39  توسط پرویز ستوده شایق  | 

                           زنده یاد حاج سخاوت فرزانه(بزرگ طایفه بدل لی در روستای شایق )
متولد 1310هجری شمسی وفرزند مرحوم حاج محمّد حسن فرزانه ومرحومه خانم مشهدی نبات سرمدی ازطایفه حسین لی می باشد .(این برزگمرد درتاریخ  1366/4/1به رحمت الهی رفته است)
مرحوم حاج محمّد حسن وحاج بابا فرزانه وخانم آغابیگم فرزانه فرزندان کربلای بدل می باشند .که حاج بابا بزرگتر بوده ودارای دوفرزند دختر بنامهای 1- نبات خانم 2- بالا خانم ویک فرزند پسر بنام حاج عباد الله فرزانه می باشد .
حاج محمّد حسن دارای 3فرزند پسر بنامهای :1-حاج سخاوت فرزانه 2- توضیح آقافرزانه3-کربلای گل آقافرزانه ودارای 4فرزند دختر بنامهای :1-کشور خانم 2- ساری گل 3- گلزاده 4- گلتاج فرزانه 
حاج سخاوت فرزانه ریش سفید روستای شایق وروستاهای اطراف بوده است ودر خوش رفتاری وخوش اخلاقی وسعه صدر شهره عام وخاص بوده است ویک اخلاق حسنه ایی داشته اینکه درحل اختلاف قومی وخانواده ای فوق العاده فعّال وموثر بوده وصلح وسازش دادن میان مردم از کارهای اصلی وباارزش اوست .این بزرگوار قرآن سواد بوده ودررعایت حلال وحرام بسیار دقیق بوده است .
او مغازه خواربارفروشی داشته ودرکنار آن قصابی هم می کرده است .از ریش سفیدان بانفوذ وصاحب صبر وحوصله فراوان بوده ویکی از بزرگان شایق بوده است که دارای 7فرزند پسر بنامهای :1-حاج انعام 2- حاج شاپور 3- کربلای تازه خان 4-حاج کوچک خان 5-کربلای مقدّس 6-کربلای محمّد 7-خیام ودارای دودختر بنامهای :1- حاجیه خانم ناز 2-کربلای حافظه 
از کارهای شاخص این بزرگواران: 1- اهداءزمین حمّام عمومی شایق 2-اهداءزمین خانه بهداشت روستای شایق 
+ نوشته شده در  شنبه 30 مرداد1389ساعت 11:9  توسط اسد سیفیان  | 

خان ننه،هایاندا قالدین
بئله باشیوا دولانیم
نئجه من سنی ایتیردیم!
دا سنین تایین تاپیلماز

سن اولن گون،عمه گلدی
منی گتدی آیری کنده
من اوشاق، نه آنلایایدم؟
باشیمی قاتیب اوشاقلار
نئچه گون من اوردا قالدیم

قاییدیب گلنده، باخدیم
یئروی ییغیشدیریبلار
نه اوزون، و نه یئرین وار
«هانی خان ننم؟» سوروشدوم
دئدیلر کی: خان ننه نی
آپاریبلا کربلایه

کی شفاسین اوردان آلسین
سفری اوزون سفردیر
بیر ایکی ایل چکر گلینجه

نئجه آغلارام، یانیخلی
نئچه گون ائله چیغیردیم
که سسیم، سینم توتولدی

او، من اولماسام یانیندا
اوزی هئچ یره گئدنمز
بو سفر نولوبدی، من سیز
اوزی، تک قویوب گئدیبدی؟

هامیدان آجیغ ائدر کن
هامییا آجیخلی باخدیم
سونرا باشلادیم کی: من ده
گئدیرم اونون دالینجا

دئدیلر کی سنینکی تئزدیر
امامین مزاری اوستده
اوشاغی آپارماق اولماز
سن اوخی، قرآنی تئز چیخ
سن اونی چیخینجا بلکه
گله خان ننه سفردن

تله سیک، روانلاماقدا
اوخویوب قرآنی چیخدیم
کی یازیم سنه: گل ایندی
داها چیخمیشام قرآنی
منه سوقت آل گلنده
آما هر کاغذ یازاندا
آقامین گوزی دولاردی
سنده کی گلیپ چیخمادین
نئچه ایل بو انتظارلا
گونی، هفته نی سایاردیم
تا یاواش یاواش گوز آچدیم
آنلادیم کی سن، اولوبسن!

بیله بیلمز هنوزدا
اوره گیمده بیر ایتیک وار
گوزوم آختارار همیشه
نه یامان بو ایتیک لر

خان ننه جانم، نولیدی
سنی بیرده من تاپایدیم
او آیاقلار اوستده، بیرده
دوشه نیب بیر آغلایایدیم
قولی حلقه سالمیش ایپ تک
او آیاغی باغلیایدیم
کی داها گئدنمیه ایدین

گئجه لر یاتاندا، سن ده
منی قوینووا آلاردین
نئجه باغریوا باساردین
قولون اوسته گاه سالاردین

آخی دنیانی آتار کن
ایکیمیز شیرین یاتاردیق
یوخودا( لولئی)آتارکن
سنی من بلشدیرردیم
گئجه لی، سو قیزدیراردین
اوزیوی تمیزلیه ردین
گئنه ده منی اوپردین
هئچ منه آجیخلامازدین

ساواشان منه کیم اولسون
سن منه هاوادار دوراردین
منی، سن آنام دوینده
قاپیب آرادان چیخاردین

ائله ایستیلیک او ایستک
داها کیمسه ده اولورمی؟
اوره گیم دئییرکی: یوخ یوخ
او درین صفالی ایستک
منیم او عزیرلیگیم تک
سنیله گئدیپ، توکندی

خان ننه، اوزون ائییردین
کی: سنه بهشت ده، آلله
وئره جک نه ایستیورسن
بو سوزون یادیندا قالسین
منه قولینی وئریبسن

ائله بیر گونوم اولورسا
بیلیسن نه ایسترم من؟
سوزیمه درست قولاخ وئر:
« سن ایلن اوشاخلیق عهدین»

خان ننه آمان نولیدی
بیر اوشاخلیغی تاپایدیم
بیر ده من سنه چاتایدیم
سنیلن قوجاغلاشایدیم
سنیلن بیر آغلاشایدیم
یئنیدن اوشاق اولور کن
قوجاغوندا بیر یاتایدیم
ائله بیر بهشت اولورسا
داها من ئوز اللهیمدان
باشقا بیر شئی ایستمزدیم

+ نوشته شده در  جمعه 29 مرداد1389ساعت 22:5  توسط پرویز ستوده شایق  | 

شهریار به‌سال ۱۲۸۵ در شهر تبریز متولد شد. دوران کودکی را در روستای مادری‌اش -قیش‌قورشاق- و روستای پدری‌اش -خشگناب- در بخش تیکمه‌داش شهرستان بستان‌آباد در شرق استان آذربایجان شرقی سپری نمود. پدرش حاج میرآقا خشگنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز عازم تهران شد و در مدرسهٔ دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد.

حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری به‌علت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر ترک تحصیل کرد. پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت. در سال ۱۳۱۳ که شهریار در خراسان بود، پدرش حاج میرآقا خشگنابی درگذشت. او به‌سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکدهٔ ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود.

در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را می‌سراید. گفته می‌شود که منظومهٔ حیدربابا به ۹۰ درصد از زبان‌های اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ترجمه و منتشر شده‌است. در تیر ۱۳۳۱ مادرش درمی‌گذرد. در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود به‌نام «  عزیزه عبدالخالقی » ازدواج می‌کند که حاصل این ازدواج سه فرزند -دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی- می‌شود.

شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷ شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن -از جمله روح‌الله خمینی، سید علی خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی- سرود که این اشعار پس از مرگ وی انتشار یافتند. وی در روزهای آخر عمر به‌دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا به وصیت خود در مقبرة‌الشعرای تبریز مدفون گشت.

+ نوشته شده در  جمعه 29 مرداد1389ساعت 22:4  توسط پرویز ستوده شایق  | 

چهارشنبه 27 مرداد1389 ساعت: 11:16 توسط:kiomars sefidi
man chanta hamkelasi az shayegh dashtam . dust drama azashun khabar begiram. man KIomars Sefidi hastam va dabirestaneh Sarein ba Hasanzade va mohebi va chanta az bache haye shahr shoma refigh budam khabari azashun nadram ageh khabari darin baram komment bezarin.

===============================================================

در خواست توسط كيومرث سفيدي

من چند تا همكلاسي از شايق داشتم . دوست دارم ازشون خبر بگيرم . من كيومرث سفيدي هستم و دبيرستان سرعين با حسن زاده و محبي و چند تا از بچه هاي شهر شما رفيق بودم خبري ازشون ندارم ،‌اگه خبري دارين برام كامنت (‌پيام ) بزارين

===============================================================
شايق كنديميز :
خوب پيام رو دريافت كرديد
اگه دوستان گرامي خبري دارن مي تونن به ايميل آقاي سيفيان يا بنده ارسال نمايند و يا در قسمت " نظر بدهيد " بنويسند ما عيناً آنرا در سايت شايق كنديميز قرار خواهيم داد .
منتظر هستيم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 مرداد1389ساعت 8:53  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تصاوير زير را در سايت مخابرات اردبيل ديدم ، اگر علاقمند به ديدن تصاوير از اردبيل هستيد روي عكس ها كليك كنيد


[اندازه 800 در 1153 ] 239034 بايت


[اندازه 800 در 600 ] 105774 بايت


[اندازه 800 در 600 ] 53601 بايت


[اندازه 800 در 1122 ] 134761 بايت


[اندازه 800 در 602 ] 65529 بايت


[اندازه 800 در 602 ] 101023 بايت


[اندازه 800 در 602 ] 81437 بايت


[اندازه 800 در 1065 ] 165481 بايت


[اندازه 800 در 600 ] 130927 بايت


[اندازه 800 در 600 ] 125679 بايت


[اندازه 800 در 600 ] 101416 بايت


[اندازه 800 در 600 ] 81468 بايت


[اندازه 800 در 600 ] 77597 بايت


[اندازه 800 در 600 ] 78738 بايت


[اندازه 800 در 559 ] 92183 بايت


[اندازه 800 در 600 ] 175103 بايت


[اندازه 800 در 1122 ] 134761 بايت


[اندازه 800 در 511 ] 59136 بايت


[اندازه 800 در 514 ] 79974 بايت


[اندازه 800 در 507 ] 61494 بايت


[اندازه 533 در 695 ] 54397 بايت
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 مرداد1389ساعت 9:5  توسط پرویز ستوده شایق  | 

توسط:جبرائیل فرهودی لاطران
با سلام و خسته نباشید
جناب آقای ستوده
وبللگی که شما در مورد روستای کله سر معرفی کردید روستای کله سر نمین می باشد 

آقای ابراهیمی در خصوص روستای کله سر و میمند شهرستان نیر درخواست دارند
امیدوارم که جسارت بنده را نادیده بگیرید.

بنام حضرت دوست 
باسلام ،طاعات وعبادات مورد قبول درگاه حق باد 
ازحسن نیت ودقّت وتوجه حضرتعالی به سایت خودتان کمال تشکر راداریم .

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مرداد1389ساعت 9:20  توسط اسد سیفیان  | 

     شايد بتوان گفت بزرگ كردن فرزند براي همسراني كه شوهران خود را در اوان جواني از دست داده اند يكي از دشوارترين مراحل زندگي باشد ، درك اين مسئله را كساني خواهد فهميد كه ساليان سال فرزندان خود را از موانع ريز و درشت روزگار به سلامت عبور داده باشند . براي مهاجرت و اسكان آنها خون دل خورده باشند و ...........
 همسر حاجي اللهقلي سيف اله زاده  يكي از همسران وفاداري است كه با وجود از دست دادن همسر خود در اوان جواني ، عمر با بركت خويش را براي بزرگ كردن فرزندان خود صرف نمود و يكي از بانواني است كه بايد حرمت و كرامت او را پاس داشت . درود و سلام خداوند بر آناني كه صبر پيشه كردند و در مقابل اتفاقات روزگار هم چنان راست قامت ايستاده اند .

نعمت سيف اله زاده و دخترش

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مرداد1389ساعت 9:12  توسط پرویز ستوده شایق  |