در مورد تاريخ پيدايش اردبيل گفتههايي چند ، نقل شده كه درپي ميايد :
اردبيل و پادشاهي كيخسرو كياني
مولف روضه الصفا نوشته است : گويند كه در مبداء الحال كه
كاووس از سلسله پادشاهان كياني زمام حل و عقد مصالح عباد را در قبضه
درايت و كفايت كيخسرو بن سياووش نهاد , طوس نوذر به هوا خواهي فريبرز
, كه پسر صلبي كاووس بود , در اين باب منازعت آغاز كرد و نزديك بود كه
ميان او و گودرزيان مهّم به جدال و قتال انجامد و كارها به زيان رسد .
عاقبت الامر مقرر بر آن شد كه از اين دو شاهزاده هر كدام بهمن دژ اردبيل
را , كه سالهاي دراز , كمند تسخير هيچ ذوشوكتي بر شرفات آن نيفتاده بود ,
فتح نمايد بر سرير سروري متمكن گردد . نخست
فريبرز و طوس متوجه محاصره آن شدند و هر چه كوشيدند و مقدمات ترتيب
دادند نتيجه اي مترتب نشد . ناچار محروم و مايوس بازگشتند . وچون پرتو
مهابت شاهزاده كامكار بر آن قلعه و حصار افتاد اركان آن , كه بسان بنيان
هرمان راسخ و راسي بود , از هم فرو ريخت و كيخسرو , دولتكام به نزد كاووس
باز آمد و اورنگ شاهي را به وجود همايون خويش مزيّن گردانيد حمدالله مستوفي , صاحب نزهت القلوب , هم اردبيل را از كيخسرو پسر سياووش و نوه كاووس ميداند . فردوسي هم در شاهنامه به اين داستان اشاره كرده است و در باب پادشاهي
كيكاووس و آمدن كيخسرو از توران به ايران , و سخن گفتن گودرز و
طوس درباره كيخسرو و فريبرز پيش كاووس شاه چنين آغاز سخن مي نمايد :
دو فرزند ما را كنون با دو خيل ببايد شدن تا در اردبيل
بمرزيكه آنجا دژ بهمن است همه ساله پرخاش اهريمن است
نظريههاي ديگري درباره پيدايش اردبيل
ياقوت حموي در معجم البلدان, بناي اين شهر را به فيروز ساساني, كه به سال 139- 163 (
459-483 م) قبل از هجرت سلطنت مي كرده نسبت داده و آنرا فيروز گرد
ناميده است . وي در كتاب خود اردبيل را از مشهورترين شهرهاي آذربايجان
خوانده و گفته است كه پيش از اسلام كرسي ناحيه بود . و در جاي ديگر
اظافه كرده است كه : (گويند : اردبيل از بناهاي فيروز موسوم به باذان
فيروز بوده است) . فردوسي و ياقوت اشارات ديگري نيز در اين مورد
داشتهاند و اين شهر را بهنامهاي ( باذان فيروز ) يا ( اباذان فيروز )
يا ( فيروزگرد ) ناميدهاند .
از: سلطان ساوالان